“مصائب مقبره‌الشعراء” و هشدارهایی که شنیده نشد!
۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۹
شناسه : 29319
بازدید 75
3
وضعیت مقبره‌الشعراء تبریز با آن شکل آبگرفتگی داخل موزه و مقبره استاد شهریار، محصول دهن‌کجی شهردار منطقه ۱۰ تبریز و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به هشدارها و پی‌گیری‌های ۶ ماه قبل رسانه‌هاست که البته از منظر "ترک فعل" یا "قصور مدیریتی" می‌تواند قابل پی‌گیری باشد.
منبع : فارس
پ
پ
به گزارش آوای تبریز، نشت و ریزش سیل‌گونه آب‌های روان ناشی از بارش برف و باران ۲۴ ساعت گذشته تبریز از صفه پرطمطراق؛ اما متلاشی و محوطه بازسازی شده “مقبره‌الشعراء” به داخل بخش مزار شهریار و موزه زیرین المان این مجموعه فرهنگی، هنری، بار دیگر نشان داد که چه از بعد مدیریتی و چه از منظر آینده نگری و ارزش آفرینی های فرهنگی، هنری و گردشگری، نه کفایت لازم مدیریتی وجود دارد و نه اساسا، عزمی برای انجام یک کار استاندارد عمرانی، خدماتی دیده می‌شود.شهریورماه امسال و همزمان با برگزاری همایش پرحاشیه و مسأله‌دار “استاد شهریار” که البته تا امروز پاسخی در خصوص حواشی و ابهامات این رویداد پر حرف و حدیث نیز داده نشده است، در گزارشی مستند و میدانی، به بخشی از مصائب مقبره‌الشعراء تبریز، خطاب به مسؤولان شهرداری و اداره کل فرهنگ و اراد اسلامی استان پرداختیم.با این حال، نه تنها این دو دستگاه اجرائی و خدماتی، وقعی به سؤالات مطرح و هشدارهای رسانه‌ای در خصوص وضعیت اسف‌بار مقبره الشعراء ننهادند؛ بلکه هم شهردار منطقه ۱۰ تبریز و هم مدیرکل ارشاد استان، حتی حاضر نشدند تماس‌های رسانه‌ها پیرامون این مصائب را پاسخ ندادند تا امروز شاهد فاجعه مدیریتی به مراتب بزرگ تر و بی آبروئی پررنگ تر در بستر مقبره الشعراء تبریز باشیم.
محوطه‌ای نامتقارن و ناهمگون با محیط و ماهیت فرهنگی، هنری، تخریب‌های گسترده در جای جای بخش‌های بازسازی شده موسوم به صفه‌های شمالی و جنوبی، نیمکت‌های تخریب شده، بیغوله ای به نام مجموعه تجاری نیمه کاره، سردیس‌های آسیب‌دیده مفاخر، تبدیل شدن فضای بیرونی صفه‌ها به محل بازی ‌و تفریح، ترک‌ها و ریزش‌های متعدد سقف محوطه داخلی، وفور نشانه‌های تخریب گسترده در دیوارها و بدنه المان، رهاسازی مصالح و تجهیزات ساختمانی در بخش‌های مختلف محوطه، دیوارنویسی‌های وندالیستی بر بدنه المان و دیگر بخش‌های جدید و قدیم محوطه و در یک کلام، تخریب تدریجی و خاموش مقبره الشعراء تبریز را ارائه می‌دهد.این وضعیت نتیجه سال‌ها قصورها و بی‌توجهی‌های مدیران و کسانی است که در تریبون رسانه‌ها، همواره دم از شهریار و پاسداشت و تکریم مقام شامخ او و دیگر مفاخر تبریز و آذربایجان می‌زنند؛ اما طی ۲۰ سال گذشته و حتی همین یکی، دو سال اخیر، از تعیین تکلیف استاندارد و آبرومندانه پروژه بازسازی، مرمت و بهسازی درون و بیرون مجموعه مقبره الشعرا و حتی خانه موزه استاد شهریار عاجر مانده‌اند!کاری به این نداریم که از ۵۰ سال قبل قرار است “پردیس مقبرةالشعراء تبریز” بر روی بقایای ارزشمند گورستان سرخاب ایجاد شود؛ اما تنها به احداث یادمانی بسنده شد، یادمانی که حتی پابرجا ماندن آن هم برای ما بزرگ‌ترین نعمت است.
آن‌قدر بی تدبیرمی بودیم که حتی نتوانستیم از ظرفیت‌های گردشگری فرهنگی، ادبی و مذهبی مجموعه بزرگ مقبرةالشعراء و بقعه سید حمزه در جوار هم استفاده کنیم و این مجموعه بی‌نظیر را بیشتر بشناسانیم، تنها کاری که توانستیم، بکنیم و نام مقبرةالشعراء را بر سر زبان‌ها بیندازیم، این بود که آن را به مجموعه‌ای بی‌هویت و بیگانه با اصالت و قدمتش تبدیل کنیم و بر بلندای ویرانه‌هایش فریاد چه کنم چه کنم سر دهیم.شیراز “حافظ” و “سعدی” دارد و دو مجموعه “حافظیه” و “سعدیه” و به هر دوی این ها می‌بالد و هر دوی این مجموعه های تاریخی و میراثی را همچون تخم چشم خویش صیانت می کند، این دو را به منبع درآمدی عظیم و شناسنامه‌ای قابل اتکا برای معرفی تاریخ و فرهنگ و ادب و هنر خود تبدیل کرده است؛ حتی با تکیه بر وجود همین دو آرامگاه، به “شهریار” تبریز و انتخاب زادروز او به عنوان روز ملی شعر و ادب فارسی می تازد و آن را بر نمی تابد؛ اما ما چه داریم و چه با داشته های خود می کنیم؟ مقبره‌الشعرایی داریم با ۴۰۰ شاعر و ادیب و عارف خفته در آن و همین میراث غنی را به افلیج فرهنگی، هنری بی هویت تبدیل می‌کنیم، همین!!!

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.