روايت‌گري بي نظير داستايوفسکي راز خلق شاهکاري ادبي کم‌نظير
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۹:۱۱
شناسه : 24947
بازدید 48
3
تحليل‌گر روان‌شناختي تبريزي در ششمين نشست واکاوي و نقد رمان «برادران کارامازوف»، روايت‌گري واقع بينانه داستايوفسکي را عامل خلق اين شاهکار ادبي کم‌نظير عنوان کرد.
نویسنده : وحید یوسفی منبع : شرح نگار
پ
پ

به گزارش آوای تبریز،  سجاد يوسفي در عصر شنبه در جلسه نقد وادي حيات در توصيف و تقسيم بندي حالات نويسنده بر اساس روش نقد خود اظهار کرد: داستايوفسکي تا دهه چهار عمر خود درگيري وادي نقمت است که ترس طرد شدن و شرم را دارد و شخصيت‌هايي که خلق مي‌کند اين معنا را نشان مي‌دهد مثل رمان همزاد، خانم صاحبخانه و آزردگان و تا دهه پنجاه در وادي حيرت است که شخصيت هاي پوچ و عصيان گر نظام ارزشي سابق در آن حضور دارند مثل جنايت و مکافات و قمار باز و جن زدگان و در وادي حيات به خانه بر مي گردد تا شخصيت‌ها درباره پيدا کردن معني سخن بگويند و تا آخر عمر و شصت سالگي جوان خام و برادران کارامازوف متولد مي‌شوند.

وي با بيان اينکه داستايوفسکي در زمان نوشتن برادران کارامازوف پخته‌ترين دوران خود را دارد و بهترين نسخه خود از روايت‌گري بدون قضاوت را ارائه کرده است، افزود: گونه روايت‌گري داستايوفسکي در ?? سالگي چنين است که هيچکدام از شخصيت ها مورد ارزش‌گذاري منفي يا مثبت قرار نمي‌گيرد بلکه راوي به درون شخصيت‌هاي به ظاهر مثبت يا منفي مي رود و نشان مي‌دهد درون اون چه مي‌گذارد و اين درون تاريخچه تکوين خود را دارد.

يوسفي با اشاره به اينکه خشم نهان داستايوفسکي از پدر در اين اثر نمايان است، ادامه داد: ماهيت روايت‌گري رمان چنين توصيفي را مي‌آفريند مگر آنکه روايت گر احساس هيجاني تنفر يا ترحمي نسبت به شخصيتي داشته باشد، گويا داستايوفسکي عليه پدر خود خشم نهان داشته است و اين خشم را به فيودور کارامازوف منتقل مي‌کند و در اوايل رمان از اين شخصيت بصورت قضاوت گرايانه ياد مي‌کند و پس از کم شدن خشم مي‌تواند نگاه روايت‌گري بيشتري به اين شخصيت پدر داشته باشد.

اين روانشناس تبريزي تصريح کرد: هنگامي که راوي از هيجان‌هاي مثبت و منفي رهايي مي‌يابد، توان شفاف ديدن واقعيت را دارد مي‌تواند نشان دهد اين شخصيت به کدامين سو روشني مي افکند و به همين جهت داستايوفسکي در ادامه رمان به اين نقطه مي‌رسد که از کارامازوف بعنوان دلقک پيري ياد مي‌کند که به روشنگري درباره درون سالک و معبد مي‌پردازد.

روايت‌گري واقع بينانه داستايوفسکي راز خلق شاهکاري ادبي کم‌نظير

وي در تحليل يکي از شخصيت‌هاي رمان برادران کارامازوف، گفت: شخصيت کارامازوف در کتاب، معبد را خانه سالکان و راهبان مي‌بيند که از گل و زن فرار کرده‌اند و چهره معصومي دارند و از زندگي واقعي بيرون معبد فرار کرده‌اند و نشان مي‌دهد که چهره معصوم از افت واقعي، پاک بودن نيست بلکه پاک نشان دادن خود با دوري از معصيت‌ها و طمع‌ها است.

يوسفي در واکاوي نگاه شخصيت کازامازوف اين کتاب خاطر نشان کرد: او معتقد بود، راهبان علاقه به زندگي واقعي ندارند و به جاي تقويت خود در برابر آفت ها، از موقعيت آفت پذيري فرار مي‌کنند به طوري که شخصيت با اسطوره معصوم همانند راهبان انسان عادي را درباره آدم بودنش دچار ترديد مي‌کند و فرد احساس مي‌کند اگر آن راهب بريده از دنيا مصداق واقعي آدم اند پس من آدم نيستم و از اين رو اسطوره معصوم راهب انسان را دچار تحقير درباره خود مي‌کند. به عبارتي کارامازوف در اين شاهکار ادبي خود هيبت مصنوعي شخصيتي بنام سالک زوسيما را به هم زده و تشري بر او وارد مي‌کند.

گروه کتابخواني وادي حيات از زمان تشکيل خود طي پنچ سال گذشته ?? کتاب مورد خوانش و نقد با رويکرد پديدارشناسي ديالکتيک قرار داده است.

اين نشست ها در کنار رسالت توسعه فردي و ماهيت روانشناختي به هدف ضمني شکاف بين نسلي و حل تعارضات بين آنها پرداخت مي‌کند.

از يک سال پيش فعاليت‌هاي فرهنگي وترويجي اين گروه کتابخواني تبريز رنگ و بوي رسمي‌تر گرفت و بعنوان موسسه مردم نهاد وادي حيات به تدوام فعاليت‌ها پرداخت. جلسات کتابخواني وادي حيات با مشارکت اداره کل نهاد کتابخانه‌هاي استان به صورت متناوب هر دو هفته يکبار در محل کتابخانه مرکزي برپا مي‌شود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.