به گزارش آوای تبریز به نقل از ایسنا،بهداشت روان فقط به معنای نداشتن اضطراب و ناراحتی نیست، بلکه توانایی کنار آمدن با دشواریها، شناخت احساسات و کمک گرفتن در زمان نیاز را هم شامل میشود. با این حال، هنوز هم بسیاری از افراد به دلیل ترس از قضاوت دیگران، درباره مشکلات روانی خود حرف نمیزنند یا کمک گرفتن از روانشناس و روانپزشک را به تعویق میاندازند. در حالی که ناراحتیهای روانی، برخلاف تصور رایج، نشانه ضعف شخصیت نیستند و رسیدگی به آنها میتواند به اندازه درمان بیماریهای جسمی ضروری باشد.
گاهی یک گفتوگوی ساده، شنیدن حرفهای کسی که حال خوبی ندارد یا پرهیز از قضاوت کردن او، میتواند بخشی از سنگینی روزهایش را کم کند. مراقبت از سلامت روان از همین رفتارهای کوچک شروع میشود، از خودمان که به احساساتمان بیتوجه نباشیم و از اطرافیانمان که حالشان را فقط از روی لبخندشان نسنجیم.
مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد مرکز بهداشت آذربایجانشرقی ، با تأکید بر اهمیت حمایتهای روانی پس از بحران، گفت: بازگشت به آرامش به معنای فراموش کردن سریع اتفاقات یا انکار تجربههای دشوار نیست، بلکه فرآیندی تدریجی برای بازسازی احساس امنیت، کنترل، ارتباط، معنا و امید در زندگی است.
بازگشت به آرامش پس از بحران، فرآیندی تدریجی است
اسماعیل جراحی با اشاره به یکی از برداشتهای نادرست درباره عبور از بحران، بیان کرد: گاهی تصور میشود فرد باید پس از تجربه یک اتفاق دشوار، هرچه سریعتر آن را فراموش کند و به زندگی عادی بازگردد، در حالی که بازسازی روانی چنین معنایی ندارد و هدف آن حذف خاطرات یا انکار تجربههای گذشته نیست.
وی ادامه داد: بازگشت به آرامش نباید به معنای بازگشت سریع فرد به وضعیت روانی پیش از بحران یا از بین رفتن تمام نشانههای ناراحتی تلقی شود. آرامش پس از بحران، فرآیندی تدریجی برای بازسازی احساس امنیت، کنترل، ارتباط، معنا و امید است تا فرد بتواند بهتدریج زندگی روزمره خود را از سر بگیرد.
مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد مرکز بهداشت آذربایجانشرقی خاطرنشان کرد: پس از تجربه بحران، نباید از خود انتظار داشته باشیم که یکشبه به آرامش برسیم. لازم است به خود فرصت دهیم احساساتمان را بشناسیم، از جسم خود مراقبت کنیم، به زندگی روزمره بازگردیم و ارتباطاتمان را با دیگران حفظ کنیم.
وی افزود: بیان تجربهها و روایتهای شخصی در فضای امن، زمانی که فرد آمادگی لازم را دارد، و گوش دادن محترمانه و بدون قضاوت به روایت دیگران می تواند برای رسیدن به آرامش کمک کند.
خانواده، نخستین شبکه حمایتی در بحرانها
جراحی با بیان اینکه بحرانهای اجتماعی و تلاطمهای محیطی پیش از آنکه در ابعاد کلان جامعه نمود پیدا کنند، در فضای روانی خانواده بازتاب مییابند، گفت: بازگویی تجربهها در محیط خانواده میتواند راهی برای بازیابی معنای زندگی باشد.
وی با تأکید بر ضرورت تبدیل خانواده به یک شبکه حمایتی فعال، اظهار کرد: خانواده برای ایفای نقشی فراتر از تأمین سرپناه فیزیکی، به سازوکارهای عملی برای تبادل تجربهها و شنیدن روایتهای اعضای خود نیاز دارد.
وی یکی از راهکارهای مؤثر در این زمینه را ایجاد فضایی امن و آرام در خانواده دانست و افزود: بهجای قطع کامل ارتباط با محیط بیرون یا مواجهه مداوم با اخبار ناگوار، اعضای خانواده میتوانند ساعات مشخصی را بهعنوان حریم امن تعیین کنند و بهجای تحلیل اخبار، درباره دغدغهها و احساسات خود صحبت کنند. این کار به کاهش بار شناختی و خروج تدریجی ذهن از وضعیت هشدار کمک میکند.
جراحی برگزاری نشستهای منظم خانوادگی با هدف تسهیل روایتگری و تنظیم هیجانها را از دیگر راهکارهای تقویت حمایت خانوادگی برشمرد و گفت: برای جلوگیری از فرسایشی شدن این نشستها، رعایت چند اصل ضروری است.
وی افزود: نخست، هر عضو خانواده باید فرصت داشته باشد بدون سانسور، روایت شخصی خود را از چالشهای هفته بیان کند. اختصاص سه تا پنج دقیقه به هر فرد میتواند فرصت مناسبی برای بیان تجربهها فراهم کند.
وی با اشاره به اهمیت گوش دادن همدلانه، اظهار کرد: بهجای نصیحت کردن یا ارائه فوری راهحل، باید تجربه و احساسات فرد مقابل را به رسمیت شناخت، برای مثال، میتوان به او گفت که متوجه هستم که چقدر این روزها بار نگرانی بر دوشات سنگین بوده است.
مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد مرکز بهداشت آذربایجانشرقی، آرامسازی متقابل را سومین اصل در این نشستها دانست و بیان کرد: تماس چشمی، استفاده از لحن آرام در گفتگوها و گوش دادن همدلانه والدین، پیام امنیت و اطمینان را به مغز فرزند منتقل میکند و به تعدیل برانگیختگی هیجانی او کمک میکند.
بازی و قصهگویی، راهی برای شنیدن ناگفتههای کودکان
جراحی با تأکید بر اهمیت توجه به تجربههای روانی کودکان در شرایط بحرانی، گفت: کودکان اغلب واژگان کافی برای بیان مستقیم اضطرابهای پیچیده ناشی از بحرانها را ندارند، ازاینرو، والدین میتوانند از نقاشی، بازیهای نمادین و قصهگویی برای فراهم کردن زمینه بیان ترسها و نگرانیهای آنان استفاده کنند.
وی افزود: در جریان تعامل و بازی با کودک، میتوان پایانبندیهای امن، حمایتگرانه و امیدوارکننده را نیز بازآفرینی کرد تا کودک بتواند تجربههای خود را در فضایی مطمئن بیان کند.
وی به برخی موانع شنیدن روایت اعضای خانواده اشاره کرد و گفت: برای اثربخشی راهکارهای حمایتی، شناسایی و اصلاح الگوهای ارتباطی آسیبرسان که مانع شنیدن تجربههای افراد میشوند، ضروری است. استفاده از عبارتهایی مانند «چیزی نشده»، «بزرگش نکن» یا «بیدلیل نگران هستی»، فرآیند تنظیم هیجان را مختل میکند و بهویژه کودکان را به سمت سکوت، سرکوب احساسات و انزوای روانی سوق میدهد.
جراحی ادامه داد: حل مسئله پیش از شنیدن کامل روایت فرد نیز از دیگر موانع ارتباط مؤثر است. شتاب در قضاوت، نصیحت کردن یا ارائه راهکار عملی، پیش از آنکه فرد فرصت بیان احساسات و تجربههای خود را پیدا کند، مانع تخلیه تنشهای عاطفی انباشته میشود، بنابراین باید به کودکان اجازه داد روایت خود را بهطور کامل بیان کنند.
وی با اشاره به پیامدهای سرایت هیجانی مدیریتنشده در خانواده، خاطرنشان کرد: والدینی که توانایی کافی برای تنظیم هیجانهای خود ندارند و اضطراب مهارنشدهشان را از طریق پرخاشگری یا فاجعهسازی، برای مثال با بیان اینکه «همهچیز بدتر خواهد شد»، وارد فضای گفتوگو میکنند، ممکن است خانه را از محیطی امن و تسکینبخش به کانون بازتولید آسیب و ناامیدی تبدیل کنند.
رسانهها چگونه به ارتقای سلامت روان کمک میکنند؟
جراحی با اشاره به نقش رسانهها در حوزه سلامت روان، گفت: سلامت روان یکی از حوزههای مهم رنجهای نامرئی است، چراکه بسیاری از اختلالات و مشکلات روانشناختی از ظاهر افراد قابل تشخیص نیستند و ممکن است فرد از نظر جسمی سالم به نظر برسد، اما با مشکلات قابلتوجه روانی مواجه باشد.
وی افزود: رسانهها میتوانند ضمن تقویت امید در جامعه، سه نقش عمده در زمینه سلامت روان ایفا کنند که نخستین آنها افزایش آگاهی است. رسانهها میتوانند اطلاعات صحیحی درباره نشانههای مشکلات روانی، روشهای دریافت کمک و مسیرهای درمان در اختیار مخاطبان قرار دهند.
وی کاهش انگ اجتماعی را دومین نقش رسانهها برشمرد و اظهار کرد: بازنمایی انسانی و دقیق تجربه افراد میتواند کلیشههایی مانند ضعیف بودن، خطرناک بودن یا غیرقابل درمان بودن بیماریهای روانپزشکی را به چالش بکشد.
مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد مرکز بهداشت آذربایجانشرقی، افزایش تمایل افراد به کمکخواهی را سومین نقش رسانهها دانست و بیان کرد: معرفی افرادی که تجربههای مشابهی داشتهاند، برای مشکلات روانپزشکی کمک دریافت کردهاند و بهبود یافتهاند، میتواند به افراد نشان دهد که در مواجهه با مشکلات خود تنها نیستند.
شنیدن روایت کودکان، راهی برای بازگشت به امنیت و آرامش
جراحی با اشاره به آسیبپذیری کودکان در بحرانها، گفت: کودکان از جمله گروههایی هستند که در شرایط بحرانی به حمایت بیشتری نیاز دارند. آنها معمولاً تجربههای هیجانی و اجتماعی خود را نه با زبان بزرگسالان، بلکه از طریق روایت، بازی و قصه بیان میکنند؛ موضوعی که بهویژه هنگام وقوع بحرانها و حوادث اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی افزود: بزرگسالانی که تنها به رفتارهای آشکار کودکان توجه میکنند، ممکن است از لایههای پنهان اضطراب، ترس یا غم آنها غافل بمانند. به همین دلیل، برای شنیدن رنجهای کودکان باید از زبان متناسب با دنیای آنها، از جمله بازی، نقاشی، هنر و قصهگویی، استفاده کرد.
وی ادامه داد: این روشها به کودکان کمک میکنند ترسها و اضطرابهای خود را آسانتر بیان کنند. هنگامی که به روایت کودکان گوش میدهیم، صرفاً به سخنان آنها توجه نمیکنیم، بلکه فرصتی فراهم میکنیم تا احساس کنند در شرایط دشوار زندگی تنها نیستند. همین احساس همراهی و حمایت میتواند نقطه آغاز بازگشت کودک به احساس امنیت، آرامش و رشد باشد.
مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد مرکز بهداشت آذربایجانشرقی با تأکید بر ضرورت توجه به تداوم نشانههای روانی پس از بحران، گفت: بسیاری از واکنشهای روانی پس از بحران با گذشت زمان کاهش مییابند، اما روند بهبود در همه افراد یکسان نیست.
وی افزود: اگر نشانههایی مانند ترس و وحشتزدگی، بیخوابی، بدخوابی و اختلال در خواب، عصبانیت، اختلال در تمرکز، از جا پریدن و… برای مدت طولانی ادامه پیدا کنند یا عملکرد فرد را در حوزههای شغلی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی بهطور قابلتوجهی مختل کنند، لازم است فرد به مراکز سلامت، پزشک، روانشناس یا روانپزشک مراجعه کند.
یک روانشناس ، با بیان اینکه سلامت روان صرفاً به معنای نداشتن بیماری نیست، گفت: این مفهوم رضایت فرد از جنبههای مختلف زندگی، از جمله وضعیت مالی و اقتصادی و شرایط محیطی، فردی و اجتماعی را نیز در بر میگیرد.
روحالله سیدمهدویاقدم، با اشاره به ویژگیهای افراد برخوردار از سلامت روان مطلوب، اظهار کرد: فردی از سلامت روان مناسبی برخوردار است که پریشانی روانشناختی یا دیسترس (Distress) بالایی را تجربه نکند و بتواند در محیطهای مختلف زندگی، عملکرد طبیعی داشته باشد.
وی مدیریت و کنترل هیجانها را یکی دیگر از مؤلفههای مهم سلامت روان دانست و افزود: نخستین گام برای مدیریت هیجانها، خودآگاهی و شناخت احساسات است. پس از آن، فرد باید موقعیتهایی را که موجب بروز هیجانهای مثبت یا منفی در او میشوند، شناسایی کند.فرد برخوردار از سلامت روان، شناخت مناسبی از هیجانهای خود دارد و بر اساس این شناخت میتواند موقعیتهای هیجانی را پیشبینی کند و واکنش متناسبتری در برابر آنها داشته باشد.
سلامت روان فرد از شرایط اجتماعی تأثیر میپذیرد
سیدمهدویاقدم با تأکید بر ارتباط سلامت فرد و جامعه، خاطرنشان کرد: داشتن افراد سالم از نظر روانی، به شکلگیری جامعهای سالم کمک میکند و عوامل اقتصادی، اجتماعی و فردی در وضعیت سلامت روان افراد نقش دارند. جوامعی که در آنها خشونت بینفردی کمتر و ارتباطات اجتماعی قویتر است، از سطح بالاتری از سلامت روان برخوردارند.
این روانشناس معنویت و تجربههای معنوی را نیز از دیگر مؤلفههای مرتبط با سلامت روان برشمرد و اظهار کرد: پژوهشهای متعددی نشان دادهاند افرادی که به خدا، امور غیبی و سنتهای دینی و مذهبی باور دارند، در مقایسه با افرادی که چنین باورهایی ندارند، از وضعیت روانی سالمتری برخوردارند.
سلامت روان از خانواده آغاز میشود
وی با اشاره به نقش خانواده در سلامت روان اعضا، بیان کرد: وجود روابط صمیمانه در خانواده و امکان ابراز مثبت هیجانها به شکلی متناسب با موقعیت و در حد متعادل، از ویژگیهای یک خانواده سالم است. کودکان و نوجوانان باید آموزشهای صحیح در زمینه سلامت روان را در خانواده و نهادهایی مانند آموزشوپرورش دریافت کنند.









ثبت دیدگاه